
ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب

ادامه مطلب
راز ِماندگاری سیاستهای ناصحیح اقتصادی
دستیابی به روشهای مناسب برای ارزیابی سیاستهای اتخاذ شده از جانب دولتها از موضوعاتی است که از اهمیت بسیار برخوردار است. سیاستگذاری اقتصادی در همه جای دنیا توسط تصمیمگیرندگان سیاسی صورت گرفته و به درجات گوناگون رفاه آحاد مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. از همین روست که مردم، اعم از تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده و کارشناس و غیر کارشناس، در محافل گوناگون به ارزیابی سیاستها میپردازند و تحلیلهای گوناگون برای تصمیمات اتخاذ شده از جانب سیاستگزاران ارائه میکنند. سوالی که میتوان به لحاظ متدلوژیک مطرح کرد آن است که آیا میتوان قاعدهای را مطرح کرد و شکلی غیر سلیقه ای برای ارزیابی سیاستها در نظر گرفت؟ پاسخ این مقاله به سوال مطرح شده مثبت است.
اولین معیاری که میتوان برای ارزیابی سیاستهای اقتصادی در نظر گرفت معیار کارایی است. براساس معیار کارایی میتوان تعیین نمود که آیا اعمال سیاست مورد نظر به استفاده بهتر از منابع منجر میشود و یا اتلاف آنها را در پی دارد؟ کاهش (افزایش) کارایی در سطح خرد به کاهش (افزایش ) بهرهوری منجر میشود که در نتیجه آن از میزان منابع موجود، به تدریج تولید کمتری ( بیشتری) حاصل میشود.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
مجمع جهانی اقتصاد یکی از مجامع بین المللی است که مانند بسیاری از آن ها هنوز کاربردی فراتر از حرف نداشته و با آشفتگی ایجاد شده در اروپا، این حالت نمایان و برای بسیاری ملموس گردیده است.

خبرگزاری شبستان: مجمع جهانی اقتصاد که به نام روستای تفریحی محل برگزاری آن، اجلاس داووس نیز خوانده می شود. هر ساله در داووس سوئیس در حال برگزاری می باشد. این مجمع که تا سال 1987 میلادی مجمع مدیریت اروپا خوانده می شد. در تلاش بود تا یک پلت فرم بین المللی برای حل اختلافات جهانی اقتصادی و سیاسی ایجاد کند.
کلاوس شواب،استاد دانشگاه ژنو که از سال 1971 اولین دوره این مجمع را پایه گذاری نمود، اعتقاد بر آن داشت که با جمع نمودن سران اقتصادی – سیاسی جهان می توان راه حلی برای دنیا یافت، اما او با گذشت 42 سال از روزهای ابتدائی اجلاس داووس و برگزاری بیش از 40 مجمع جهانی بنظر می رسد که از نظر اولیه خود ناامید شده و فقط از اینکه سالانه درآمدی حدود 100 میلیون دلار در این اجلاس از غول های اقتصادی و سران سیاسی دنیا دریافت می کند خوشحال است.
ادامه مطلب
گزارش: زهره توكلي
گزارشي از همايش هويت ملي و جهاني شدن
دانشگاه تهران 4 و 5 خرداد 1383
در اين همايش كه به همت مؤسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني مركز گفت وگوي تمدن ها، دانشگاه تهران و كتاب ماه علوم اجتماعي بر پا شد صاحب نظران و استادان رشته هاي مختلف علوم انساني به ارائه مقالات خود پرداختند. در اين همايش دكتر محمد يوسف نيري با عنوان تثليث بي تخليط؛ جلوه اي از هويت ايراني ، دكتر سيدمحمدباقر كمال الديني با عنوان كتابي ايراني، داستاني جهاني ، مهرداد ترابي با موضوع جهاني شدن و فرهنگ ملي ، دكتر فروزان راسخي با موضوع جامعه ديني و جهاني شدن: فرصت ها و چالش ها ، دكتر شاپور رواساني با عنوان جهاني شدن و اقتصاد، كوششي براي ارائه بديل سخنراني كردند.
همچنين از ديگر سخنرانان اين همايش علمي مي توان به پژوهشگراني چون دكتر محسن خليلي با موضوع جهاني شدن و تصميم گيري در مناسبات فرامرزي (تبادلات متناقض در پيوند جامعه مدني داخلي و جامعه مدني جهاني) ، دكتر ابراهيم برزگر با موضوع جهاني شدن، هويت و فقه سياسي ، محمد نقي زاده با موضوع جهاني شدن و نقش هنر در احراز هويت ملي دكتر غلامرضا وطن دوست (از دانشگاه شيراز) و مريم شيپري (از دانشگاه پيام نور) با موضوع روشنفكران ايران در تكاپوي هويت: 32-1320 ، مسعود كوثري با موضوع جهاني شدن، هويت و بريكولاژ فرهنگي در جهان رسانه اي شده ، دكتر تقي آزاد ارمكي با موضوع ارزش هاي جهاني و زندگي روزمره ايرانيان ، دكتر علي اصغر سعيدي با موضوع اقتصاد و جهاني شدن ، دكتر احمد گل محمدي با موضوع گفتمان هاي هويت ساز در عصر جهاني شدن و دكتر سعيد رضا عاملي با موضوع دو جهاني شدن ها و آينده هويت هاي همزمان اشاره كرد.
ادامه مطلب
غلامرضا گودرزي*
چكيده
امروز، بحث اقتصاد جهاني و به تبع آن جهاني شدن، در بسياري از مقاله ها، كتابها، روزنامه ها، كلاسهاي درس، جلسات سياسي، اقتصادي، حقوقي و مطرح مي باشد؛ بنابراين در مورد واژة «جهاني شدن» نگرشهاي متفاوتي ابراز شده است؛ گروهي جهاني شدن را يك الزام غير قابل تفكر ميدانند و گروهي ديگر با نگرش به آثار اين پديده براي كشورها، آن را معادل نيستي و نابودي دانسته و از آن گريزان هستند؛ برخي نيز با توجه به شرايط كشورهايي نظير ايران، بحث جهاني شدن را براي آنها يك رؤيا دانسته ند. مقالة حاضر مروري است بر مفهوم جهاني شدن و بررسي آثار آن.
مفهوم جهاني شدن
«جان تالينسون» در تعريف جهاني شدن مي گويد: «جهاني شدن، در فرآيند توسعة سريع پيوندهاي پيچيده ميان جوامع، فرهنگها، نهادها و افراد در تمامي نقاط جهان معنا پيدا مي كند.» «هاروي[1]» جهاني شدن را متضمن دو عنصر «فشردگي در زمان و مكان» و «كاستن از فاصله ها» مي داند. به نظر مي رسد از يك ديد كلّي، جهاني شدن را بتوان چنين معنا كرد: همكاري آگاهانه و يا الزامي ملتها، دولتها و فرهنگها جهت زيستن در يك دهكدة كوچك جهاني و محيطي رقابتي.
مبحث جهاني شدن يك موضوع جديدي است؛ در حالي كه مفهوم جهاني شدن از سال 1961 به طور رسمي وارد فرهنگ و زندگي ملّتها شده و قدمتي بيش از 40 سال دارد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


